شادی بخش زندگیم برای تو عشق من

سلام عزیزم هر چه روزها میگذرد من عاشقتر ومجنونتر میشوم مجنونی که با دیرآمدنت بیمار میشود نگران بیحوصله میشم دوست دارم همش درکنار من باشی هرچقدر ریخت و پاش کنی هرچقدرشلوغ کاری کنی تا 2شب نخوابی وشیرین کاری کنی وهمه را بیدار نگه داری روزی 100 بار من همه جارا دستمال بکشم وتوهم برام دستمال بکشی ازنوع دیگری.باباجونت یکم به اینجور کارا حساس وقتی میخوای غذا بخوری روی صندلی میز اپن میشینی دستای ماستی خوشگلت میمالی روی شیشه میزو صندلی .بعد با یک حالت شیطنت باباجون صدا میکنی(باباجون وقتی محلت نمیکنه صدای خوشگلت را بلند میکنی کلفت میکنی میگی بابا.............................. )منه عاشق دیوانه کلی لذت میبرم .میدونم این حالت دیوانگی خیلی بد چون توهمیشه پیش من نیستی ومن عاشق ضربه میخورم تمام برنامه هام بهم میریزه .الان دایی مسعود هی میگه بریم مسافرت فقط چون مطمئن نیستم تو هم میای یانه جواب درستی نمیدم اگر شما خوشگلم بیای منم میرم وگرنه نه........  دیشب تا 9 شب پیش من بودی .بعداز رفتنت ساعت 11 شب دایی مسعود اومدخونه گفت بریم بیرون گفتم حالا ببینم . چون میدونه نقطه ضعفم چیه زنگ زد به شما وقتی مامان گفت منم میام بیاین دنبالم من زودی حاضر شدم تا 1:30شب بیرون بودیم رفتیم پارک ملت شما عاشق اسب وسرسر هستی کلی بازی کردی .وقتی که باهم هستیم میچسبی به من به کسی دیگه ای کار نداری وقتی میخواستی بیشتر بازی کنی مامانتو دایی میگفتن  بریم زودی به من نگاه میکردی که من چی میگم .الهی من قربون توبشم میدونی من بهت نه نمیگم حالا بذار دایی بگه لوسش کردی اصلا میخوام لوست کنم کسی چیکار داره خودم غلام حلقه به گوشتم قلبماچابلهچقدر دنبال هم دویدیم توی پارک وشما هی خندیدی .عاشق اون خندیدنتم خیلی نازمیشی .وقتی میخوای شیربخوری من میام جلوی مامان میترا  وانمود میکنم که دارم شیر مامان میترا را میخورم هی دهنم صدا میدم .بعداز چند روز روی تخت خوابیده بودم گفتم بیاشیر بخور شما هم اومدی جلوی من مثل خودم که فقط دهنم بالا پایین میکنم وصدای شیر خوردن در میارم شروع کردی ادا درآوردن من .هی دهنت بالا پایین میکردی  صدای ملچ ملچ درمی آوردی .میخواستم بخورمت  وای نمیدونی چقدر عشق میکنم. عاشق نی نای نای هستی میای کنار کامپیوتر داییها میگی نای نای . بایدبرات نای نای تصویری بزاریم به آهنگ خالی قانع نیستخنده

خدای من روزی هزار بار شکرت کنم باز هم کم .بخاطر این نعمتها .تویی که میدونی هروقت من ناامیدم ودرمانده .چه چیزی بهم هدیه کنی که از تمام لحظه های زندگیم لذت ببرم ازبودن دراین دنیا خوشحال باشم .بهترین سرمایه های دنیا را به من هدیه کردی .دوران جوانی که ناامیدشدم باباجون را بهم هدیه دادی تا زندگیه مستقل راتجربه کنم .بعد ازچهارسال زندگی مشترک دیدی ناامیدم دایی مسعود را بهم هدیه کردی منو دیوانه وار عاشق کردی بعد هم مامان میترا ودایی مهراد را وبعد هم در ناامیدی کامل درموقع ای که در بستر بیماری ازت کمک خواستم باباسروش را بهم هدیه دادی که بزرگترین سرمایه زندگیم را بهم هدیه داد توی عشم را. خداوندگارا شکر شکر که بهترین, باارزشترین, وبزرگترین سرمایه را بهم هدیه کردی منو لایق این هدیه های گران بهاء دونستی تا نفس دارم شکرت را بجا بیارم بازم کم. عاشقتم عاشق به تمام معنا تا هر کس چگونه توصیف کنهقلبقلبقلبقلبقلب چندتا عکسم میزارم تا نگن مامان گلی بی سلیقه است

 

 

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
fariba

سلام مامان گلی مهربون.. خوش به حال کیمیا و میترا جون که مامانی با ذوقی مثل شما دارن... سایه تون همیشه روی سرشون و روزتون با تاخیر مبارک[گل]

نگین مامان رادین

وای که چه دخمل ناز و خوشگلی دارید از روش ببوسید خوشحالم که باهاتون اشنا شدم و ممنون از پیام تبریکتون [ماچ]

مهرداد

همین جوری که خوردنی هستی ، حالا رفتی تو پاکت غذا هم نشستی. دیگه شدی یک شام خوشمزه! [ماچ]

فرشته

سلام وای شما فکر کنم دختر میترا رو از خود دخترتون بیشتر دوست دارید همینطور داداشای میترا رو اینجا هم که نوشتید دومادتون کیمیا رو بهتون هدیه داد[تعجب] خیلی تعجب کردم دخترتون 9 ماه تموم زحمتشو کشیده و.... خلاصه همش دارم تعجب میکنم توی وبلاگ دخترتونم ندیدم زیاد قربون صدقه میترا برید و بهش محبت کنید و بیشتر حواستون به نوتونه ببخشید که فضولی کردم آخه برام جای سوال داشت خیلی خودمو گرفتم حرفی نزنم ولی نتونستم بازم شرمنده شمام مادر عزیز امیدوارم ناراحت نشده باشید [خجالت]

میترا

این فرشته خانوم اگه لطف میکرد یه ای میلی آدرس وبلاگی از خودشون میزاشت خیلی ما رو خوشحال میکرد. کیه؟؟؟

نگین مامان رادین

چه دخمل ناز و دوست داشتنی دارید خدا براتون حفظش کنه ،ممنو ن که بهمون سر زده بودید با افتخار لینکتون کردیم

خاله هدي ياسمين زهرا و محمد كوچول

ببخشيد با تاخير: يكم خرداد سالروز تولدتون مبارك. انشااله 120 سال با عزت و سربلندي و البته شادي و سلامتي سايه تون بالاي سر همه ما باشه. از طرف همه خانواده ما[گل][گل]

fariba

تولدتون مبارک مامان گلی عزیز... ان شاءا.. که همیشه سرزنده و سلامت باشید... [گل]

مامان زینب

سلام بی تعارف و بدون اغراق بگم که امروز خیلی بیادتون بودم از کلاس که برمیگشتم با خودم گفتم یه قراری میذارم با مامان گلی و میترا ... خلاصه حتی به دهم رسید بگم بیاین همی فردا بریم حرم ولی اصلا در جریان برنامه ی کاری شما و میترا جون نبودم...خلاصه شمارمو داره میترا جون و م صبحهام هر روز خالیه تقریبا ...عصر ها اکثرا نه روز در میون زینب کاردرمانی داره و 1 و 3 شبه هم خودم کلاس... خلاصه که شدیدا مشتاقم به دیدن روتون