برنامه ماه عسل ویک تلنگر

وای چقدر برنامه امروز ماه عسل زیبا وپر از امید بود


وچقدرقشنگ جواب اقای علیخانی را دادند لذت بردم


نه ازروی تنفر اینو نمیگم ازاینکه اینقدر نگاهشون زیبا بود


فکرکنم آقای علیخانی هم داشت لذت میبرد


اصلاً اجازه ندادند با ترحم باهاشون صحبت کنند 


اینقدر شکننده وقشنگ حرف زدند


مخصوصاًاون خانمی که با بیماری فلج اطفال روی ویلچر بود


چقدر نگاهش به اطرافش وبه خدای خودش زیبا بود


ازخودم خجالت کشیدم با این همه نعمت بازهم ناشکرم


خدایا منو ببخش ودریاب این بنده گنهکارت را

/ 10 نظر / 28 بازدید
مامان زینب

من این قسمتشو نتونستم ببینم

سید امیر

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست. امتحان ریشه‌ها است! ریشه هم هرگز اسیر باد نیست. زندگی چون پیچکی است، انتهایش میرسد پیش خدا ... بیادتم مامان گلی بیا و از احوال دست بنویس برامون مادرم سلام میرسونه براش تعریف کردم ..راستی خواهرم میگه چرا اسم همه دوستات کیمیا ست میگم من فقط به کیمیا کامنت میدم و یاسمین محمد باورش نمیشدخیال میکرد چندین کیمیا وجورد داره[نیشخند] منتظریم راستی تو حرم امشب مارو هم دعا کنید

سید امیر

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست. امتحان ریشه‌ها است! ریشه هم هرگز اسیر باد نیست. زندگی چون پیچکی است، انتهایش میرسد پیش خدا ... بیادتم مامان گلی بیا و از احوال دست بنویس برامون مادرم سلام میرسونه براش تعریف کردم ..راستی خواهرم میگه چرا اسم همه دوستات کیمیا ست میگم من فقط به کیمیا کامنت میدم و یاسمین محمد باورش نمیشدخیال میکرد چندین کیمیا وجورد داره[نیشخند] منتظریم راستی تو حرم امشب مارو هم دعا کنید

سید امیر

توکل بخدا منم دارم همین کار میکنم تنهام و میترسم من و مسعود کارامون شبیه هم هست از پارسال تا حالا کلی از روحیم خراب شده تو این بازارولی چاره چیه نمیخوام دیگه برای کسی کار کنمهمون چند سال بسه بخدا[گل]

امیر

انشالله خدااز دهنتون بشنوه توکل به خودش[گل]

امیر

انشالله خدااز دهنتون بشنوه توکل به خودش[گل]

عموامیر

سلام حال شما...فردا میرم یخورده عکاسی کنم راستی از داداش مسعود چه خبر؟مغازشو باز کرد..ونوشه خوب شده دست پاهاش جوش زده بود؟دست خودت چطوره مامان گلی زیاد بهش فشار نیاریا مراقب باش حسابی...ونوشههههههههههههه کوجونیییییییییی[ماچ]

عموامیر

سلام حال شما...فردا میرم یخورده عکاسی کنم راستی از داداش مسعود چه خبر؟مغازشو باز کرد..ونوشه خوب شده دست پاهاش جوش زده بود؟دست خودت چطوره مامان گلی زیاد بهش فشار نیاریا مراقب باش حسابی...ونوشههههههههههههه کوجونیییییییییی[ماچ]

عموامیر

انشالله باورکنید حالا داداش مسعود رو خوب درک میکنم توکل بخدا دلگرم شدن دقیقا چیزی هست که منم میخوام...راستی ما بابا رو بردیم تب سوزنی ولی جوابی نگرفتیم ورزش خیلی خوب بود براش شکر خدا الان با هم میریم ورزش میکنیم حسابی دلگرم شده نسبت به کمر و پاش مال بابای من پوکی استخوان پا و مهره ی کمرش هست

پرنیان حامی

سلام ؛ بله برنامه خیلی خوبی بود ؛کاش قدر داشته هامون رو بدونیم [لبخند] وبلاگ خوبی دارین موفق باشین [گل]