برای دوستانی که نگرانم بودن

دوستان خوبم .ممنونم ازاینکه اینقدر نگران حال من بودین بخصوص پسرعزیزم امیر که  خیلی منو شرمنده میکنه. الحمدالله دارم بهتر میشم .من بخاطر انحراف بینی وسینوزیت که دارم یک حسایت ساده تبدیل به یک بیماری حاد وعفونت شدید توی سینوسهام وحلقم شده ومنو بیش از حد ضعیف کرده وباید اینقدر مایعات بخورم و سینوسهام را شستشو بدم تا این عفونت ازبدن خارج بشه. خداراشکر از امروز حالم بهتر شده کاراهام را میتونم خودم انجام بدهم .حدود 2هفته است توی خونه نشستم یکم افسردم کرده .همدم من همین وبلاگهای شماشده و سایت تالارهنر آشپزی .دیروز سالگرد ازدواج میترا بود .من فقط سعی کردم خودم را خوب نشون بدم ولی ظاهر من همه چیز رابیان .به یاد این شعر افتادم  ( رنگ رخسارخبر میدهداز سر درون) بازم ازهمه شما تشکر میکنم که نگران حالم بودین ازهمه شما معذرت میخوام که نگرانتون کردم.

یک چیز مهم که در هرشرایطی انجامش میدادم ولی امسال انقدر حالم بدبود که نتونستم انجام بدهم ازهمینجا از خواهرزاده عزیزم مرجان معذرت میخوام که نتونستم برای تولدش هدیه ای براش بفرستم انشالله منو میبخشی .خیلی حالم بدبود.انشالله هرچه زودتر بتونم برم بیرون براش چیزی بخرم وبفرستمقلبقلببغلبغل

 

 

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
امیر

[بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]سلااااااااااااااااااااااااااااااام خیلی خوشحالم مامانی که حالت خوبه ..شرمنده دشمنت من وظیفه داشتم خیلی بیشتر از اینا بهت سر بزنم ....مطمئنا امروز من سرود شادی و نشاط خواهد بود من هر روز صبح قبل از رفتن سر کار میام وبلاگت بعد میرم خیلی خوشحالمممممممممممممممممممممممم مامان گلی ...... حالا دیگه باید حسابی مراقب خودت باشی......این عکسا کار کیه ؟؟ این مزرعه برنج خیلی زیباست ...مرغ و جوجه هاش هم همینطور....البته همه عکسا به جای خودش عالین مخصوصا عکس ونوشه تو حیاط.....منتظر عکسای جدیدم[گل][گل][گل]

مرجان

این چه حرفیه خاله جون،شما هر سال منو شرمنده می کنید،اشکالی نداره،سلامتیت واسم مهمتر از هر چیز دیگست،ممنون امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشی [ماچ]

میترا

قربونِ مامانم بشم که همیشه به خاطر ما خودش رو سرپا نگه میداره. زود خوب شو.

خاله هدی یاسمین زهرا و محمد کوچول

ای وای! خدا منو بکشه من اینقدر درگیر کارام بودم که نتونستم بیام وبلاگتون و هیچ کس هم بهم نگفت که شما بیمار شدین[ناراحت] تو رو خدا منو ببخشید. شما این همه به من لطف دارین و با این حالت نامناسبتون مدام به من سر میزدین ولی من...[نگران] ببخشید تو رو خدا. امیدوارم به حق صاحب این ایام که به ولادتشون نزدیک میشیم و به حرمت همجواری با ایشون، حالتون خوب خوب خوب بشه. بازم عذر میخوام[ماچ][ماچ][ماچ]