حال عجیبی دارم

دایی مسعود امروز رفت مسافرت همیشه میره نه برای تفریح بخاطر کارش میره .معمولا هر2ماه یکبار میره ولی ایندفعه یک حال عجیبی دارم افسوس.دلهره ونگرانی تمام وجودم را گرفته.نمیدونم چرا .همیشه وقتی از من دورمیشه دلم میگره انگار یک قسمت ازوجودم را گم کردم .ولی ایندفعه فرق می کنه نگرانی تمام وجودم فراگرفته ودارم خفه میشم ناراحتگریه. ازدوستانم میخوام برام دعا کنن .برای مسعودم دعا کنن تا سالم برگرده .بدون بچه هام  نابودمیشم .تمام دل خوشی من بچه هام هستن ازخداوند هچی نمیخوام فقط سلامتی وموفقیت بچه هام رافقط همینبغل

/ 7 نظر / 10 بازدید
میترا

ای پسر دوست... ای مسعود پرست [نیشخند][نیشخند][نیشخند]

میترا

چه خوشگل شده وبلاگت

مرجان

نگران نباش عزیزم،سالم برمیگرده پیشت :-*

مرجان

خاله منم مرجان،خواهر زادت[نیشخند]

امیر

انشالله که اقا مسعود زود برمیگرده نگران نباشید..کار اقا مسعود چیه؟ اقا مسعود زود برگرد.......شما هم مارو دعا کنید....قالب وبلاگ هم مبارک[گل]

خاله هدي ياسمين زهرا و محمد كوچول

آخي دايي مسعود به سلامتي برگشتن؟؟ مامان گلي جون توي راه برگشت به شيراز، من و ندا اومديم و به وبلاگ شما و كيمياجون سر زديم ولي چون ماشين توي حركت بود با آي پد سخت بود كه براتون پيغام بذاريم ولي خيلي دلمون گرفت. انشااله بچه هاتون هميشه سالم و سلامت و شاد كنارتون خواهند موند البته با خانواده هاشون و شما لذت داشتن اونا و نوه هاتونو يه عمر خواهيد برد. مطمئنم.