کیمیا دختر محلی

اول باعکاس خیلی جور نبود همش میگفت اون آقامنو نبینه ولی بعد از چند دقیقه خوب شد دیگر هرچی میگفت گوش میکرد .

بعد ازظهر وقتی داشتیم ازجلوی عکاس رد میشدیم رفته بود جلوی در به خانمه میگفت آن آقا دوستم بود کجاستلبخند

کیمیا آبان92

/ 4 نظر / 44 بازدید
ali

با سلام و آرزوی قبولی عزاداری ها و طاعات و عبادات شما در این روزهای شریف [فرشته] مطلبتون زیبا بود[گل][گل][گل]

مامان یاسمین زهرا

وااااااای عزیزم دختر مشهدی رو نیگاه لباس محلی پوشیده[ماچ]دوست دارم نمکدون[بغل]

لیلا بانو

ای جونمی کیمیا خانم عاشق اون دامنشم عزیزم[ماچ][ماچ][ماچ][بغل][بغل][بغل]

ونوشه و عمو اميرش

مامان گلي دخترت چقدر ساكت به نظر مياد[خنده] ماه بشييييييييييييييييي عمو جوننننننننننننن