ادامه عکسهای شمال

این دختر سمت راست کیمیا خیلی بامزه بود اسمش مه گل بود خانه ش روبروی خانه خاله اعظم بود همینجا که نشسته جلوی درشونِ 

کیمیا ازروی تراس خاله اعظم میامد صداش میکرد که بیاد باهاش بازی کنه

/ 5 نظر / 17 بازدید

سلام خوبی؟ دعام کن از صبح دارم گریه می کنم امدم وبلاگت دیدم انلاینی چرا موبایلت جواب نمی دی؟بیا ایمیل جدیدمو ادکن الان انلاینم mary225y@yahoo.com

ندا

ماشاالله به این دختر خدا براتون نگهش داره.مامان گلی من دسترسی به فیس بوک ندارم اگه زحمتی نیست میشه دستور کیک رو برام بزارین 5 شنبه سالگرد ازدواجمونه و میخوام یه کیک خوشمزه درست کنم.ممنون

مامان یاسمین زهرا

عزیزم ببین سه تایی همقدن[بغل]

ونوشه و عمو اميرش

افرين عموي هميشه با اين دوستات باش شكست عشقي به عمويييييي ندي هاااااا[چشمک][نیشخند][نیشخند]