قالب وبلاگ

حرفای مامان گلی
برای کیمیا عشق مامان گلی 
نويسندگان

سلام عزیز دل من یک ماهی هست که مامان میتراسرکار میرود وشما خوشگل خانم صبحها پیش من هستی وکلی به زندگی ما رونق دادی با برنامه شده


ساعت7:30صبح توی بغل مامان میترا خواب هستی من تحویلت میگیرم.وقتی بغلت میکنم تا ببرمت روی تخت بزارم یک کوچولو چشمت رابازمیکنی منو نگاه میکنی یک لبخندخوشگل میزنی قلببعد هم تا ساعت11میخوابی ومن به کارهام میرسم .

بعضی روزها همان موقع که میای بغل من بیدارمیشی وشیرکوچولو میخواهی .میری سراغ مهرداد صداش میکنی.آقای مهرداد بیدارشوبرو برام شیرکوچولو بخر .اینقدربراش دلبری میکنی .بغلش میکنی تا بلند نشه برات شیرکوچولو بخرد.نیشخند

کاملادرک میکنی باهرکسی چه جوری رفتارکنی .بادایی مسعود کاملا سنگین رفتارمی کنی.لبخندولی بامهرداد وباباعلی ومن خیلی راحت هستی .موهامون میکشی کتکمون میزنی بغل.هرچند یک بارمیای میگی قهرم دعبا (دعوا)کنیم

اصلا اذیتم نمیکنی مخصوصاً وقتی که بامن ومهرداد تنهاهستی .برای خودت بازی میکنی تازه توی کارهای خونه بامن کمک میکنی.ولیییییییییییییی.وقتی باباعلی خونه باشه خیلی اذیت میکنی .البته تقصیر تونیست دخترم،بابا علی مثل آهن ربا میچسپه به شما دنبالت میاد هی مگه به این دست نزن ،اینجانرو،اینونخور شماهم کم نمیاری کلی باهاش لجبازی میکنیخیال باطل

کاملا بزرگ شدی تمام صحبت کردنت کامل شده همه حرفهات بصورت جمله کامل وصحیح بیان میشه.

بدون من یا مهرداد پیش کسی نمی مونی اگرمن نباشم مهردادباید باشه آنروز حالم خوب نبود مهرداد بامن آمد دکتر،شما با باباعلی مونده بودی کلی بهانه من ومهردادراگرفته بودیقلب

اکثراً تا شب بامن می مونی میترا ازسرکارمیاد باهاش خونه نمیری .باهم بیرون ومهمونی میریم خیلی بهمون خوش میگذرهلبخند

خب حالا نوبت چندتا عکس از خوشگل خانم خانه من

کیمیا خانم درحال دلبری کردن برای مهرداد .درحال رقصیدن

اینجاداره لپ تاپ راروشن میکنه که آهنگ مورد نظرش بیاره

فکرنکنی دارن دعوا میکنند کیمیا خوشگل درحال نازکردن مهرداد

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٦ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ راضیه موسوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عاشق
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed