قالب وبلاگ

حرفای مامان گلی
برای کیمیا عشق مامان گلی 
نويسندگان

این پست مخصوص کسایی که خیلی وقت منو ندیدن .مثل خاله مرجان.یاسمین زهرا وزینب طلا

والبته مخصوص عمو امیر .صدالبته مامان میترا که دلش کلی آب بشه برای این مدل موبستنم

این دخمل نانازومیشناسیدسوال

اگر دوست دارین شاهکارهای دخمل را ببینید لطفا زودی بیان ادامه مطلب وببینید

مخمخصوصا عموامیرم ببین منم عکاس شدم

 


 مامان میترا دیروز رفته بود استخر باداییها وخاله حدیثه وعمو مهدی.منم کلی بادخملی حال کردم.اول غذاخوردیم .بعد رفتیم بیرون خانه خاله مامانش وآمدیم خانه .به باباعلییییییییییییی گفتی منو ببر بسمنی (بستنی)  بخرم  چشمکوقتی آمدی بالارفتی توی اتاق خواب سراغ قارتون(کارتون)نگاه کردن .مامان گلی ذوقش گرفت وموهای دخملش اینجوری بست وشروع کرد به عکس گرفتن

این از نمای نزدکتر (نشناختینسوال)

 اینم یکم نیمروخ

 یکم دیگر چرخدیم (حالاچیسوال)

 حالا چی   کیمیا خوشگل دیگه اینجاداری قارتون بع بعی میبینی

 اینجا داری صدای بع بعی درمیاری البته صدای گاو را میبنی لبهات جمع کردی

بماااااااااااااااااااع

 دیدی نخیر مامان گلی دست بردار نیست هی چیلیکو چیلیک ازت عکس میگره آمدی دوربین گرفتی منم که عاشق اینجورکارهاتمقلب

بیا فقت شماها بلدین عکس بگیرین اول نمای فرش گرفتی

بعد اتاق شلوغ را که همه اسباب بازیهات را ریخته بودی دورمن بخاطر امنیتی دوروبرعکس بریده شدهلبخند

 اینم کشوهای دراو

 اینم نمای تخت خوبه منم ازهمه جای خونه عکس بگیر

 

  بعدش آمدی نشستی روی پای مامان گلی ازخودت عکس گرفتی من که نمیدونستم ازکجا عکس میگیری دستت را میبردی کنار که من ازت دوربین نگیر

 

 

 

[ ۱۳٩۱/٧/۱٢ ] [ ٥:٢٢ ‎ب.ظ ] [ راضیه موسوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عاشق
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed