قالب وبلاگ

حرفای مامان گلی
برای کیمیا عشق مامان گلی 
نويسندگان

 (سادات محله رامسر)کیمیا کنار باغچه خونه عمومنصور

عکس قشنگها ادامه مطلب


 

کیمیا روی پله پشت خونه عمو منصور

دختر خوابالوتمام مسیر خونه عمومنصورتا خونه بابا بزرگ که جواهر ده است خواب بود

آبشار کنار جاده مسیر جواهر ده (بهشت روی زمین)

دره های اطراف جاده جواهرده که بیشتر اوقات مه داره

دایی مسعودو دایی مهرداد

دایی مسعود تلاش می کردکه تمشک جمع کنه

اینم ادامه تلاش اونجا اینقدرشیبش تند که نمیشه پایینتر بری پایین دره بزرگی

اینم حاصل تلاش دایی مسعود.نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت که خیلی خیره سر نترس بود توی اون جمع فقط دایی مسعود موق شد

این خونه قشنگ وپراز صفا وصمیمت بابابزرگ ومامان بزرگ توی ییلاق سلمل .خونه اصلیش توی سادات محله

نمای جلوی خونه ییلاقی

مسیر کنار خونه ییلاقی ویک دخمل نازو شیطون

دایی مسعودو کیمیا توی مسیر وسلمل وجواهر ده

لازم به معرفی نیست

دخملی محوتماشای طبیعت .اینقدر اونجاسردبود که کیمیا وقتی امد خونه بدنش یخ بود

هوادرحال تاریک شدن دخمل درحال شیطنت

 

 

 

این عکس گویای سرمای اونجاست .بخاری هم روشن

 

 

اینم بساط شام که داییها مشقولآ

این دختر خانم میشناسید؟

 

این یکی را چی؟

کیمیادرجمع صمیمی خانواده بابابزرگ اون حاج خانم که بالای ایوان دیده میشه مامان بزرگ مهربون خانواده است

ازسمت راست. بابا جون کیمیا,عمواسحاق شوهر عمه سیمین, بابابزرگ, باباسروش, فرهاد پسرعمواسحاق, نویدپسر عمو منصور, دایی مسعود ,سینا پسرعمو پرویز. کیمیا نه عموداره نه عمه .این عموها وعمه ها دوستای خانواده گی مامان گلی باباجون هستن عمووعمه های مامان میتراهستند

[ ۱۳٩۱/٥/۱۳ ] [ ۳:٤٥ ‎ب.ظ ] [ راضیه موسوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عاشق
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed