قالب وبلاگ

حرفای مامان گلی
برای کیمیا عشق مامان گلی 
نويسندگان

سلام عزیزم امروز 10روزی که مریضم یکسرماخوردگی ساده منوازپا دراورد خودم علت این ضعف وناتوانی رو میدودنم چیه .10روز که توکمتر میای اینجا چون نمیخوام تومریض بشی وقتی میای من مثل همیشه نمی تونم بهت برسم وبغلت کنم باتعجب منو نگاه میکنی دلم میگیره عزیزم. خودم بیشتر ازهمه ازاین بیماری وضعف جسمانی رنج میبرم کارای روزانه خانواده رانمیتونم انجام بدم بیشتر اعصابم بهم میریزه امیدوارم همیشه سالم باشی . وقتی بلند میشم کاری بکنم تمام بدنم شروع به لرزیدن میکنه نمیتونم ادامه بدم ماباعمه یکجا زندگی میکنیم 10روزحتی در خونه را یا تلفن هم نمیزنه حالم بپرسه میترسه مریض بشه اینو برات مینویسم که قدرسلامتی رو بدونی چون من درتمام سختیها درکنارشون بودم چه درشادی چه درناراحتی بیماری درکنارشون بودم اصلا برام مهم نبوده که شاید خودم مریض بیشم کمکشون کردم ولی اونا حتی ازپشت درهم حال منو نمیپرسن اینارو برات مینویسم که تو تجربه منو نداشته باشی البته میدونم مامانت تورا مثل خودش تربیت میکنه من دقیقا مثل مامان خودم هستم ولی مامانت دقیقا مثل باباجونه. باسروشم که اینجوری نیست پش خیالم راحت که تومثل من نمیشی ورنج نمیکشی سعی کن به کسی تاجایی کمک کنی که خودت اذیت نشی ولی توی این شهر تاوقتی باهات کاردارن که به نفشون باشی بعددیگر تورا نمیشناسن من30ساله توی این شهر هستم روی فامیل و دوست واشنا همسایه تجربه کردم همه مثل هم هستن البته فکرکنم خاک اینجا این خاصیت داشته باشه چون خاله احترامم اینجا رندگی میکنه همینجوری شده الان 10روز که من مریضم یک زنگ نمیزنه خبر بگیره .شاید وقتی اینارو داری میخونی من نباشم بخاطرهمین تجربه هایی راکه دارم برات مینویسم شاید روزی بدردت خورد عزیز دلم فقط وفقط دیدن چهره قشنگ و معصومت منو ارام میکنه سعی میکنم زندگی کنم تا درکنا توباشم

[ ۱۳٩٠/٩/۱٤ ] [ ۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ راضیه موسوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عاشق
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed