قالب وبلاگ

حرفای مامان گلی
برای کیمیا عشق مامان گلی 
نويسندگان

دخترکم مریض شده هرچی میخوره بالا میاره ناراحتازدیروز اسهال هم شده .کار میترا شده درشبانه روز دوبار ببرش دکتر .عصردکتر خودش ,نصف شب کلینیک سلامت .آزمایش دادن گفتن چیزی نیست ولی اگرادامه داشته باشه باید سرم بزنه . این چندروز توی رفت وآمده خونه خودشون خونه ماست .دیروزصبح به خونه شون وگوشی میترا زنگ زدم جواب نداد .خیلی نگران شدم زنگ زدم به سروش گفت خواب هستن کیمیاتا صبح بالا آورده نتونستن بخوابن .نفهمیدم چه جوری حاضرشدم با مهرداد رفتم خونه شون درزدم باز نکرد.تا همونجا گریه کردم توری که مهرداد متوجه نشه. کلید انداختم رفتم توی خونه کیمیا باشنیدن در بیدار شد تامنودید یک لبخند زدو گفت (ماما)بغلش کردم خیلی بیحال بود سرش گذاشت روشونه من خوابید . به میتراگفتم بریم خونه ما خیالم راحتتر .آمدیم خونه ما خوشگل خانم من وقتی خونه ماست انگار نه انگار حالش خوب نیست کلی برامون دلبری میکنه . شلوغ کاری میکنه که من عاشق اینکاراشم .آخرشب رفتن خونه شون .ساعت 1:30 بامدادبود مهرداگفت ,میتراداره میاد اینجا تپش قلب گرفتم داشتم خفه میشدم گفتم بازکیمیا حالش بد شده سوالمهرداد گفت نه مادر شوهرش حالش بدشده بردنش بیمارستان چون حال کیمیاهم بد بوده سروش گفته تنها توی خونه نمونه .نصف شبی کلی دخمل با بیحالی برامون دلبری کردو دایی مسعودش وازخواب بیدارکرد.وقتی میترا آمد گفت کیمیا رابردن کلینیک سلامت چون بالا می آورده وقتی آمدن دیدن مادرشوهرش رادارن میبرن بیمارستان .اون بنده خداهم بجز سروش کسی رانداره سروش باید میرفت پیش مامانش .دوباره الان دخملم بردن دکتر انشالله دکتر میگه چیزی نیست

[ ۱۳٩۱/۳/٢٤ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ راضیه موسوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عاشق
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed