قالب وبلاگ

حرفای مامان گلی
برای کیمیا عشق مامان گلی 
نويسندگان

کارهرروز کیمیا کیف منو زیرورومیکنه

نگاه چه جوری میخنده به من نگاه میکنه


بعد هم کیفهارا میندازه روی دستش ومیگه دارم میرم مهدکودک

 

اینم وضعیت جلوی درآپارتمان ما هست تمام کفشهارا ازجاکفشی میاره بیرون

اینجا داره میرقصه

جوراب من برداشته میپوشه میخواد بره مهدکودک

بهش میگم بیا توی خونه داره میگه ننننننننننننننننه

اینجاهم میگه دارم میرم بستی بخرم

کفش من وپوشیده کفشهای آگای مهرداد داره میندازه جلوی در خونه

[ ۱۳٩٢/٢/٩ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ راضیه موسوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عاشق
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed