قالب وبلاگ

حرفای مامان گلی
برای کیمیا عشق مامان گلی 
نويسندگان

سلام عزیزم هر چه روزها میگذرد من عاشقتر ومجنونتر میشوم مجنونی که با دیرآمدنت بیمار میشود نگران بیحوصله میشم دوست دارم همش درکنار من باشی هرچقدر ریخت و پاش کنی هرچقدرشلوغ کاری کنی تا 2شب نخوابی وشیرین کاری کنی وهمه را بیدار نگه داری روزی 100 بار من همه جارا دستمال بکشم وتوهم برام دستمال بکشی ازنوع دیگری.باباجونت یکم به اینجور کارا حساس وقتی میخوای غذا بخوری روی صندلی میز اپن میشینی دستای ماستی خوشگلت میمالی روی شیشه میزو صندلی .بعد با یک حالت شیطنت باباجون صدا میکنی(باباجون وقتی محلت نمیکنه صدای خوشگلت را بلند میکنی کلفت میکنی میگی بابا.............................. )منه عاشق دیوانه کلی لذت میبرم .میدونم این حالت دیوانگی خیلی بد چون توهمیشه پیش من نیستی ومن عاشق ضربه میخورم تمام برنامه هام بهم میریزه .الان دایی مسعود هی میگه بریم مسافرت فقط چون مطمئن نیستم تو هم میای یانه جواب درستی نمیدم اگر شما خوشگلم بیای منم میرم وگرنه نه........  دیشب تا 9 شب پیش من بودی .بعداز رفتنت ساعت 11 شب دایی مسعود اومدخونه گفت بریم بیرون گفتم حالا ببینم . چون میدونه نقطه ضعفم چیه زنگ زد به شما وقتی مامان گفت منم میام بیاین دنبالم من زودی حاضر شدم تا 1:30شب بیرون بودیم رفتیم پارک ملت شما عاشق اسب وسرسر هستی کلی بازی کردی .وقتی که باهم هستیم میچسبی به من به کسی دیگه ای کار نداری وقتی میخواستی بیشتر بازی کنی مامانتو دایی میگفتن  بریم زودی به من نگاه میکردی که من چی میگم .الهی من قربون توبشم میدونی من بهت نه نمیگم حالا بذار دایی بگه لوسش کردی اصلا میخوام لوست کنم کسی چیکار داره خودم غلام حلقه به گوشتم قلبماچابلهچقدر دنبال هم دویدیم توی پارک وشما هی خندیدی .عاشق اون خندیدنتم خیلی نازمیشی .وقتی میخوای شیربخوری من میام جلوی مامان میترا  وانمود میکنم که دارم شیر مامان میترا را میخورم هی دهنم صدا میدم .بعداز چند روز روی تخت خوابیده بودم گفتم بیاشیر بخور شما هم اومدی جلوی من مثل خودم که فقط دهنم بالا پایین میکنم وصدای شیر خوردن در میارم شروع کردی ادا درآوردن من .هی دهنت بالا پایین میکردی  صدای ملچ ملچ درمی آوردی .میخواستم بخورمت  وای نمیدونی چقدر عشق میکنم. عاشق نی نای نای هستی میای کنار کامپیوتر داییها میگی نای نای . بایدبرات نای نای تصویری بزاریم به آهنگ خالی قانع نیستخنده

خدای من روزی هزار بار شکرت کنم باز هم کم .بخاطر این نعمتها .تویی که میدونی هروقت من ناامیدم ودرمانده .چه چیزی بهم هدیه کنی که از تمام لحظه های زندگیم لذت ببرم ازبودن دراین دنیا خوشحال باشم .بهترین سرمایه های دنیا را به من هدیه کردی .دوران جوانی که ناامیدشدم باباجون را بهم هدیه دادی تا زندگیه مستقل راتجربه کنم .بعد ازچهارسال زندگی مشترک دیدی ناامیدم دایی مسعود را بهم هدیه کردی منو دیوانه وار عاشق کردی بعد هم مامان میترا ودایی مهراد را وبعد هم در ناامیدی کامل درموقع ای که در بستر بیماری ازت کمک خواستم باباسروش را بهم هدیه دادی که بزرگترین سرمایه زندگیم را بهم هدیه داد توی عشم را. خداوندگارا شکر شکر که بهترین, باارزشترین, وبزرگترین سرمایه را بهم هدیه کردی منو لایق این هدیه های گران بهاء دونستی تا نفس دارم شکرت را بجا بیارم بازم کم. عاشقتم عاشق به تمام معنا تا هر کس چگونه توصیف کنهقلبقلبقلبقلبقلب چندتا عکسم میزارم تا نگن مامان گلی بی سلیقه است

 

 

[ ۱۳٩۱/٢/۱٥ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ راضیه موسوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عاشق
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed