قالب وبلاگ

حرفای مامان گلی
برای کیمیا عشق مامان گلی 
نويسندگان

اگرگفتین کیمیا داره ذوق چی را میزنهسوال


 بله کیمیا منتظر کادوی دایی مسعودش بود

یک روزباهم رفتیم پارک یک دختربچه باباباش دوچرخه سواری میکرد کیمیاهم نگاهش میکرد من ازکیمیا سوال کردم تودوست داری توی پارک بامن بیای دوچرخه سواری کنی کیمیاگفت آره ،منم بهش قول دادم که دایی مسعود برای تولدش دچرخه بخره 

دخترم یادش بود تاصدای زنگ آمد ماگفتیم دایی مسعود آمده کیمیاهم ذوق کرد که دوخرخه آبُرده (دوچرخه آورده) بریم پارک بازی کنیم.

دخترم کلی ذوق کرد ببین بهش دست نمیزنه چون بهش روبان بستن.اینکارهای آقای مهرداد (به زبون کیمیا)

بهش گفتیم این مثل ماشین عروس شده . دسته دوچرخه راگرفته قلب

اینجاداره صدای بوق درمیاره که مردمها برن کنار

میز کادوها

اینم کالسکه خیلی دوست داشت

این اتو وکلبه بازی را هم خیلی دوست داشت تامامیخواستیم اتو کنیم میومد میگفت کیمیا اتو کنه مابهش میگفتیم این اتو خطرناک خودش جواب میداد بااتوی اسباب بازی اتو کنم

من لیست کادوها مینویسمولی عکسهای بقیه بمونه برای میترا

ازخانواده باباسروش شروع میکنم

بابابهروز :پیراهن

مامانی یک بلوز شلوار برای توی خونه ویک سیوشرت

خانواده مامان میترا

باباعلی:بیمه نامه عمر

مامان گلی :100هزارتومان برای خرید شلوار وبلوز برای کیمیاداد تامامان میترابره با سلیقه خودش برای دخترش بخره ولذت ببره

دایی مسعود :دوچرخه وکالسکه

دایی مهرداد:اتووکلبه بازی

دوستای مامان میترا

خاله حدیثه وعمو مهدی:یک سری کتاب قصه

حمیده جون وحبیبه جون (خواهرهای خاله حدیثه):یک کارت هدیه

مامان بابای مهدیار:یک شلوار

خاله ثمانه وعمو مهران (مامان وبابای آوا وشهراد: 30هزارتومان پول

مامان میترا باباسروش هم: چندتاکتاب

مامان میتراهم کادو گرفت

مامان باباسروش زحمت کشیده بودند براش یک سرویس قابلمه گرفته بودند

مامان گلی هم هزینه شام داده بودو درست کرده بود

خاله حدیثه هم هزینه دسر راداده بود ودرست کرده بود

دست همگی درد نکنه خیلی زحمت کشیده بودند مخصوصاًخاله حدیثه وعمومهدی که شب هم پیش کیمیا موندند تا کمک مامان میترا کنند

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٧ ] [ ۸:۱٥ ‎ق.ظ ] [ راضیه موسوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عاشق
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed