قالب وبلاگ

حرفای مامان گلی
برای کیمیا عشق مامان گلی 
نويسندگان

کیمیای یک روزه

 

واین هم کیمیای 2 ساله من

 


چادرسرش میزاره کفش میپوشه میره جلوی درِآسانسور ،صداش میکنم کیمیا کجایی؟ جواب میده دارم میرم کلاس زبان لبخند کارنداری من دارم میرمبغل

چ

دخترم عاشق پنیر خامه ای

 

این کارها رامیکنه حرس باباعلی دربیاره

باباعلی بهش میگه دستت را نزارروی میز کیمیا هم چقدر گوش میکمه

ازدست باباعلی فرارکرده رفته آن ور میز که پنیر را ازش نگیرِ

نگاه ازاون گوشه داره بابا علی رانگاه میکنه

اینم دستان باباعلی که داره پنیر را ازکیمیا میگیرِ

کیمیاهم از دستِ باباعلی فرارکرده مثل موش رفته روی مبل میگه اینجا پنیرمیمالهلبخند

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/۸ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ راضیه موسوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عاشق
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed